ميعاد گاه يار
یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد / جز برای فرج یار دعایی نکنیم
در سیاست دخالت می کنند اگرچه هوای جهان طوفانی است سازمان هوا شناسی همیشه گزارش معتدل به دنیا می دهد و خواب خوشی را برای شنوندگان آرزو می کند. کفتر بازان سیاست پیشه کفترهای کاغذی خود را چندی است در آسمان دنیا پرواز می دهند و سعی دارند دنیا باور کند... زخم ایران با پماد زیتون التیام می یابد و فلسطین مستاصل باید به آوارگی قناعت کند جرأت افغانستان را باید با دستمال سرخ بست و گرنه چشم ابر گراز ها بر شاسی انفجار خیره مانده است باید به زور سر نیزه با صلح آشتی کرد آمریکا تا کنون چند بار در افغانستان غلط کرده است هوای افغانستان گرفته و ابری است ابری و بی باران! من دیدم در خیابان شانزلیزه زیر پای دموکراسی پوست موز می گذارند فکر می کنید مهد آزادی کجاست؟؟ دنیا در بستر نیرنگ آرمیده است و علی رغم طوفانهای غیر موسمی و زلزله محتومی که در پیش داریم ضیافت شامی با حضور تراست ها و کارتل ها به وسیله سیا ترتیب داده می شود و به جای نان بر سفره هاشان نقشه دنیا می گذارند!!! زنده یاد ( سلمان هراتی) و آن افسوس بس گران این است که عاشورا، هنوز هم، چنانکه باید شناخته نیست. و بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال از واقعه کربلا باز هم شاهد بی حرمتی به ساحت مقدس ابا عبدالله شدیم آنهم در کشوری اسلامی، که عده ای با آرزوها و شعارهای پوشالی در مقابل عزاداران امام حسین ایستادند و سنگشان زدند و.... لیکن این خیالی بود واهی و زودگذر. زیرا همانطور که سلطنت بنی امیه نابود گشت و یادخاطرات شورانگیز کربلا و آرمانهای والای امام حسین همیشه و همیشه زنده است و پا برجا و منافقین باید بدانند که در مقابل این قوم حق، ایستادن نابودی به همراه دارد و این حقیقت را، بانوی قهرمان که از امروز اصل مصیبتهایش شروع میشود (زینب کبری) با صراحت و شهامت در سخنانی که به یزید گفت روشن کرد و این سخنان هنوز که هنوزه تو دهنی محکمی است برای آنان که خیال میکنند میتوانند با قرآن و دین مبارزه کنند حضرت زینب در سخنان خود ابراز داشتند: *ای یزید! آیا خیال کرده ای، اینکه روزگار را بر ما تنگ کردی و جهان را تیره ساختی، و ما را مانند اسیران در شهرها گرداندی، به این معنی است که ما نزد خداوند منزلتی نداریم، و تو نزد خدا مُکرمی؟!سر جای خود بنشین و باز هم بنشین که هرگز چنین نیست. اگر می پنداری که از شهادت و اسارت آل محمد سود برده ای، بزودی خواهی دید که زیان کرده ای، هر ترفندی که داری بکار گیر، و هر کوششی از تو ساخته است بکن، و هر نیرویی میتوانی برانگیز...لیکن به خدا سوگند که هرگز نتوانست خاندان وحی را نابود سازی، و قرآن را از صحنه روزگار براندازی...* و پیشگویی بانوی بزرگوار درست بود، زیرا یزید و جانشینان او یکی پس از دیگری از میان رفتند، و سلطنت امویها نیم قرن پس از شهادت امام حسین ساقط گشت *(قیام جاودانه)علامه محمد رضا حکیمی* عاشورا آمد، من هم آمدم عاشورا می رود، نکند من بمانم؟! عاشورا خواهد آمد، نکند من نیایم؟ و همیشه و همیشه در طول تاریخ... سه دسته بودند، سه دسته هستند، سه دسته خواهند بود: ولوله شد، سکوت کردند، هلهله کردند مظلوم، بی تفاوت، ظالم پر پر، زمینگیر، خونریز آسمانی، معلق میان زمین و آسمان، زمینی اهل یقین، اهل تردید، اهل نا اهل اهل دل، اهل کوفه، نا اهل مرد، مُردد، نا مرد 3 بار در روز عاشورا به اهل بیت و دین اسلام توهین و بی حرمتی شد که دوبارش در ایران بود. این باعث سرشکستگی ما ایرانی هاست که نتونستیم هنوز که هنوزه با این همه ادعا جلوی این مسائل رو بگیریم اين روزها مسائل مربوط به غزه و فلسطين در صدر اخبار و برنامههاي صدا و سيما قرار دارد. و در اين ميان فيلم و تصوير از نقش بسیار مهمی برخوردار است. (مسجد قبة الصخره) با گنبدي طلايي رنگ توسط خليفه ی اموي ، عبد الملک ابن مروان به يادبود سفر بزرگ پيامبر بنا شد . مسجدي که در فاصله نزديکي از مسجدالاقصي قرار دارد. و ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجدالاقصي با مسجدالقبة تا حدي به دليل نزديکي اين دو بنا و قرار گرفتنشان است. اما به نظر مي رسد در وراي اين تشابه ساده، مسئله مهمتري پنهان است. آن چنان که يکي از اساتيد دانشگاه امارات، نوشت: «بين مسجدالاقصي و مسجد قبةالصخره سردرگمي قابل توجهي وجود دارد. هرگاه در رسانههاي بينالمللي از مسجدالاقصي حرفی به ميان ميآيد، در عوض عکسي از مسجدالقبة نمايش داده ميشود. دليل اصلي اين مسئله عدم اطلاع عموم مردم، هم راستا با توطئههاي رژيم صهيونيستي است. سران صهيونيستي ميخواهند تصوير اصلي مسجدالاقصي را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخريب، و معبد مورد ادعاي خود را پنهاني بنا کنند. و اگر کسي شکايت يا اعتراضي داشته باشد به طور زنده تصوير مسجدالقبة را نشان داده و اظهار خواهند داشت که اتفاقي نيفتاده حتی از برخي اعراب مسلمان و حتي برخي فلسطينيها پرسش کردم دريافتم که آنها نيز قادر به تمايز بين اين دو مکان مقدس نيستند. جاي تاسف است که اسرائيليها تا چه حد در پيشبرد توطئهشان توفيق داشتهاند (مسجد الاقصي) داراي گنبدي نقره اي رنگ جلو تر از مسجد قبةالصخره قرار دارد . اين مسجد محل معراج حضرت خاتم الانبياءبه افق اعلي است . مسجدالاقصي اولين قبله مسلمانان و هم چنين سومين حرم شريف پس از مسجدالحرام و مسجدالنبي است. بنابر روايات مختلف، حضرت آدم (ع) آن را ساخته و زير بناي آن را 40 سال پس از ساختن بيتاللهالحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. امام خميني ( ره ) فرمودند : بگوييد ، مي شود و بگوييد تا بشود . اگر آنان به ريسمان استعمار آويزانند ، ما به ريسمان الهي متکي هستيم دوست خوب من هر کدام از ما به اندازه توانمان وظيفه داريم تا ازنمادهاي اسلامي دفاع کنيم . حد اقل کاري که مي شود انجام داد ، گفتن ، نوشتن و آگاهي دادن است . چرا خدیجه گریه می کند؟ گفت: چرا گریه نکند دوبار قلبش شکست کافی نیست؟! چرا خدیجه گریه نکند در حالی که او مارا به اندازه دو باغ گل سرخ به بهار نزدیک کرده است با تحمل دو داغ، به اندازه دو طلوع صبح ظهور را جلو انداخته است اما هنوز حق با شهلاست شهلا چه گلی به سر بهار زده است؟ که اینهمه زبانش دراز است و جرات می کند اسم خیابانها را عوضی بگوید آقا عشرت آباد! میدان شهیاد می خوره؟ چرا خدیجه بهتر از شهلا نیست؟ چرا خدیجه نمی داند تهران کجاست ؟ چرا خدیجه نمی تواند به زیارت امام رضا برود؟ اما شهلا هر ماه برای خرید به اروپا می رود وقتی هم بر میگردد با دهن کجی از خیابان انقلاب می گذرد چرا شهلا اینقدر خاطر جمع است؟ و چرا ابرهای نگرانی در چشم های خدیجه وسیع می شود چرا خدیجه نمی داند خمیر دندان چیست؟ ***************** چرا عبدالله به شهر نیاید؟ وقتی ارباب به ناموسش چشم دارد مادر می گوید چرا هنوز حق با ناصر خان است؟! چرا سهم عبدالله جریب جریب زحمت است و حسرت و سهم ناصر خان هکتار هکتار محصول است و استراحت؟ مگر عبدالله زیر بوته عمل آمده است که صاحب هیچ زمینی نیست؟ پس چرا عبدالله فقط کاشتن را بلد است و ارباب برداشتن را؟ (سلمان هراتی) اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداکار اتل متل بچه ها که اونهارو دوست دارن آخه غیر اون دو تا هیچ کسی رو ندارن مامان، بابارو میخواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتها بابا چه مهربونه وقتی که از درد سر دست میزاره رو گیجگاش اون بابای مهربون فحش میده به بچه هاش همون وقتی که هرچی جلوش باشه میشکنه همون وقتی که هرکی پیشش باشه میزنه غیر خدا و مادر هیچ کسی رو نداره اون وقتی که باباجون موجی میشه دوباره دویدم و دویدم سر کوچه رسیدم بند دلم پاره شد از اون چیزی که دیدم بابام میون کوچه افتاده بود رو زمین مامان هوار می زد که شوهرمو بگیرین مامان با شیون و داد می زد توی صورتش قسم میداد بابا رو به فاطمه(س)، به جدش تو رو خدا مرتضی زشته میون کوچه بچه داره می بینه تو رو به جون بچه بابا رو دوره کردن بچه های محله بابا یهو دوید و زد تو دیوار با کله هی تند و تند سرش رو بابا میزد تو دیوار قسم میداد حاجی رو حاجی گوشی رو بردار نعره های باباجون پیچید یهو تو گوشم الو الو کربلا جواب بده بگوشم مامان دوید و از پشت گرفت سر بابا رو بابا با گریه می گفت کشتند بچه ها رو بعد مامانو هلش داد خودش خوابید رو زمین گفت که مواظب باشین خمپاره زد، بخوابین الو الو کربلا پس نخودا چی شدن؟ کمک میخوایم حاجی جون بچه ها قیچی شدن تو سینه و سرش زد هی سرشو تکون داد رو به تماشا چیا چشماشو بست و جون داد! بعضی تماشا کردن بعضی فقط خندیدند اونهایی که از بابام فقط امروز و دیدن سوی بابا دویدم بالا سرش رسیدم از درد غربت اون هی به خودم پیچیدم درد غربت بابا غنیمت از نبرده شرافت و خون دل نشونه های مرده ای اونهایی که امروز دارین بهش می خندین برای خنده هاتون دردشو می پسندین امروزشو نبینین بابام یه قهرمونه یه روز بهم می رسیم بازی داره زمونه موج بابام، کلیدِ قفل در بهشته درو کنه هر کسی هر چیزی رو که کِشته یه روز پشیمون می شین که دیگه خیلی دیره گریه های مادرم یقه تو نو می گیره بالا رفتیم ماسته پایین اومدیم دوغه مرگ و معاد و عُقبی کی میگه که دروغه؟؟ " ابولفضل سپهر" ((عصر ما عصر غیبت نیست.....عصر غفلت است)) ای علی،ای علی،ای علی، به من تهمت زدند،مرا محکوم می کردند،به من فحش می دادند،زیرا تو را دوست می دارم. ای علی،نمیدانی که چه جنایت ها کردند،چه ظلم ها،چه بدی ها،که همه را تحمل کردم.فداکاری می کردم،باز هم فحش می دادند،بدی می کردند یکباره به خود آمدم،دیدم که در سرتاسر ایران به من بد می گویند،حتی مومنین هم نسبت به من اهانت می کنند،مشکوک اند،مرا جنایتکار می دانند،فحش می دهند. زیرا من خواسته ام که معیارهای تو را پیاده کنم،نتوانسته ام که شرف خود و دین خود را به سیاست بازان بفروشم،نتوانسته ام که با سرنوشت هزاران بی گناه بازی کنم، نتوانسته ام که احساس تعهد و مسئولیت وجدانی خود را بکشم و در مقابل ظلم ها،و جنایت ها سکوت کنم. ای علی هنگامی که جوان بودم و از قهرمانان عالم لذت می بردم،قهرمانی های تو مرا فریفته بود نبردهای بدر و احد و خندق مرا به وجد می آورد.هنگامی که در خیبر را با یک دست می کندی، دیگر از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم ای علی بزرگتر شدم،ایمان تو و عرفان تو مرا مبهوت کرد... ای علی اکنون دردها و غم های تو مرا مسحور کرده است.درد وغم پیوندی عمیق بین من و تو به وجود آورده است. که در هر ضربان قلبم درد تو را احساس می کنم. دردی که تو اسلام را بدانی و بتوانی پیاده کنی و آنگاه ببینی که دست فرصت طلبان به گمراهی کشیده می شود و تو مجبور به سکوت باشی ای علی چه درد بزرگی است که هنوز هم در جامعه اسلامی ما به تو اهانت می کنند،ارزش تو را نمی فهمند ای علی امروز هم تو را می کوبند، حتی شیعیان تو هم تو را می کوبند، هرکسی که راه تو را در پیش گیرد می کوبند. گویا مقدر شده است که پیروان راستین تو باید مثل تو لعن و نفرین شوند،تکفیر شوند، کوبیده شوند،و در دنیایی از غم و درد به ملاقات خدا بروند و آنقدر شکنجه ببینند که هنگام شهادت فریاد برآورند: ((فزت و رب الکعبه)) به خدای کعبه آزاد شدم و من در این میان تصمیم گرفتم که علی وار زندگی کنم،از همه چیز خود بگذرم،از مرگ نترسم،تا زنده ام آزاد باشم و جز خدا نپرستم و در مقابل هیچ قدرتی تعظیم نکنم و هیچ حقی را فدای مصلحت ننمایم و آزادی و شرف خور را به زندگی نفروشم زیباترین سروده هستی(شهید دکتر مصطفی چمران) سرویس جهان اسلام : هم اکنون گرایش به نامهای محمد، آلی (علی)، فاطیما (فاطمه)، حسین و صادیک (صادق) در اروپا به شدت رواج یافته و خانوادههای اصیل به استفاده از این نامها روی آوردهاند...مردان کلیسا نمیدانند چه فاجعهای در انتظار آنهاست! به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از سرویس بینالملل «تابناک» ـ آمریکا با همه توان نظامی و اقتصادیاش و اروپا با همه سیاست زیرکانه و مرموز خود، توان مقابله با موج انتشار اسلام را نداشته و این واقعیت هست که اسلام در روزگاری نه چندان دور، حرف اول را در جهان غرب خواهد زد. بیجلین میافزاید: علاوه بر آن، گسترش احداث مساجد در آمریکا و اروپا به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از کلیساها، تبدیل به موزه شده و در عوض، مساجد گنجایش نمازگزاران را ندارند. شبکه هاي ماهواره اي وابسته فرقه هاي وهابي و ضد شيعه منطقه، در آستانه ايام فاطميه اول و شهادت حضرت زهرا (س) هجمه شديدي از توهين به ساحت حضرت زهرا(س) و اميرالممونين علي را در پيش گرفته اند. بنابر اين گزارش، چند شبکه مذهبي فرقه وهابيت با حمايت چندين وب سايت فارسي زبان با حمله گسترده به مقدسات شيعيان منطقه، همزمان با ايام فاطميه اول تلاش زيادي را به خرج داده اند تا به هر نحو ممکن عزاداري و استفاده ازلفظ شهادت براي دختر پيامبر اکرم(ص) را زير سوال ببرند. دريکي از برنامه هاي تلويزيوني شبکه (م) که توسط عربستان سعودي حمايت مالي شده و از دوبي پخش مي شود، به صورت آشکار به مقام شامخ حضرت زهرا(س) بي حرمتي شده و در آن، کارشناس برنامه مدعي شد حضرت زهرا (س) به طور کلي در قاعده اهل بيت رسول الله(ص) نبوده و به خاطر دشمني با انديشه هاي پدرش توسط امت اسلامي طرد شده بود! در بخش ديگري از اين برنامه، کارشناس ديگري اظهار کرد، اگر حوادث خانه حضرت علي(ع) واقعي بوده، چرا علي(ع) به عنوان شوهر زهرا {س} وارد عمل نشده است؟ در ادامه برنامه، ارتباط هاي زنده تلفني برقرار مي شد که بيشتر توهين و دشنام هاي افراد افراطي به ساحت اهل بيت بود، ولي در اين ميان خانمي از لبنان حال و روز شيخ را به هم ريخت، به نحوي که دشنام و نفرين هاي وي موجب شد مسئولان شبکه، ارتباط تلفني را قطع کرده و تا چند دقيقه برنامه را به حالت معلق درآورند، چون شيخ با عصبانيت فراوان نسبت هاي بي شماري به بني هاشم و شيعيان مي داد. اين خانم لبناني در سوالي از جناب شيخ پرسيد: "شما که مي گوييد، علي (ع( چرا به حمايت از همسرش بر نخاست؟ آيا مي تواني جواب بدهي که مگر کسي در خانه خودش هم بايد از زن و زندگيش دفاع کند؟ آنها در خانه خودشان بودند و به حريم خصوصي زندگي شان تعدي شد! آيا در سنت رسول الله(ص) به زور با کسي پيمان مي بستند يا بيعت مي گرفتند؟ اما يک سوال ديگر، حالا فرض هم (حضرت علي (ع) مي خواست دفاع کند، مگر جز اين بود که به خواسته قلبي مهاجمان منزلش پاسخ مثبت مي داد و آنها همه اهل خانه را به خاطر مقاومت از دم تيغ مي گذراندند؟ في الحال چناب شيخ! مگر زن و بچه هاي ما در لبنان يک ماه زير آتش و بمب نبودند؟ مگر در غزه زير بمب فسفري و گرسنگي و بي دارويي نبودند؟ شما و حکامتان چرا براي زن و بچه امت اسلام قيام نکردند؟ ما در لبنان شيعه بوديم، آيا مسلمانان اهل سنت غزه، زن و بچه امت اسلامنبودند؟" صحبت هاي عادي و چالشي اين زن لبناني چنان خشم شيخ وهابي را پديد آورد که با توهين گسترده به شيعيان، آنها را اقليتي کوچک ناميد و الفاظي زشت براي مردم منطقه به کار برد رسانه هاي وهابي وابسته به سعودي ها و برخي کشورهاي غربي تفرقه افکن در منطقه خاورميانه، تلاش گسترده اي دارند تا هر سال در ايام فاطميه، توهين و بي احترامي هاي به نظر مي رسد، فضاي سياسي پيش از انتخابات و عدم پيش بيني هاي لازم مسئولان متحرکند.نه ساکن باخبرترند نه بيخبرتر انتخاب با توست کدامیک را انتخاب میکنی؟؟؟ در این خانه جهان که میهمانیم چشم از صاحب خانه گرفتیم و به سفره و غذا دوخته ایم بنیان این جهان بر نامردی و نامرادی است چرا که محبوب تو نیست یادمان نبر که اصل زندگی آنور دیوار است تا برای این نصفه روز عمر جاودانه مان را تباه نکنیم ای توان و تکیه گاه من به هنگام سختی... اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده...و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده... چه کسی می تواند ادعا کند بیشتر از تو خلایق را دوست دارد؟ اعتماد به دوست داشتن خود را در ما پدید آور ای مونس من به هنگام مصیبت! چه سخت بود اگر مصیبت بود و تو نبودی... تنهایی چه تلخ بود اگر حضور شیرین تو نبود خدایا: ما را در قیامت پیش پای شهیدان سرافکنده مپسند ای مخاطب آشنای درد های نگفتنی... من به کدام زبان به سپاس بپردازم که گردش زبان به سپاس خود نیازمند شکر است خدایا:ما مدعیان دروغ زن انتظاریم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم الفبای دوست داشتن را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان خیلی دیر است اگر در قیامت بفهمیم برای چه آفریده شده ایم؟؟ آیا نمی خواهید پیش از آنکه دست مرگ نقاب سپیدش را بر چهره شما بیفکند. اندکی به اسرار الهی که از آن بی خبرید بیندیشید؟؟ با برداشتی از کتاب(مناجات) سید مهدی شجاعی مهتاب پشت ابرهای فراق! هزار اسفند را به بهار گره زدیم و تو نیامدی. هزار تابستان را در سبد ها چیدیم اما تو نیامدی. هزار پاییز را چشم دواندیم، از هزار دریچه بوییدیم، از هزار پرنده پرسیدیم و...... تو نیامدی. هنوز همان سالهای سیاه دربه دری است... هنوز همان روزهای تلخ بی پناهی است... هنوز همان جمعه های دل تنگی است... هنوز همان ندبه های بی اجابت... هنوز همان رازهای ناشناخته... هنوز همان عصرهای گنگ... همان امیدهای ناچیز... هنوز همان دلخوشی های اندک... و لبخند بی تو بودن!!! هنوز همان بدبختی های فراوان... هنوز همان تاریکی های بی شمار... هنوز همان عدالت خاموش... همان گرفتاری های مداوم... همان نسیم های بی پایدار... همان تهمت های ناروا... همان غیبت های پی در پی... خار در چشم این کوچه ها، اگر برای آمدنت جارو نشوند. خار در چشم این دقایق، اگر تو را آرزو نکنند. خار در چشم این روزگار، اگر امید آمدنت را نا امید ببینند. خار در چشم این جاده ها، اگر تو را چشم به راه نباشند. خار در چشم من این همه خسته... بی تو بودن و زنده بودن و زندگی کردن، سخت است. نمی دانم... ملتهبم...مضطربم... می دانم به بی تو بودن عادت کرده ام عادت کرده ام به نبودنت!!! خسته ام. خسته ام. بگو کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟؟ بهار بی تو خزان است و قصه قصه برف... انکار یقین (به بهانه ولادت خاتم النبیین) بزرگان يهود از طلوع ستاره سرخ باخبر شدند و کشيشان مسيحي بر محراب کليساها نام محمد را ديدند و زرتشتيان آتش هزار ساله را از دست دادند... اين وقايع در جاي جاي زمين، خبر ولادت پيامبر خاتم را جهاني ساخت. در شب ميلاد، بزرگان يهود و نصارا هر کدام در محلي جمع شده بودند و صفات پيامبر (ص) را ذکر ميکردند. حبيب راهب گفت: اين علامات به وجود نيامده مگر براي پيامبري فرستاده شده در اين زمان، که ما اسم و صفت او را در تورات و انجيل و زبور و ديگر کتابهاي آسماني يافتهايم. هر کس به او ايمان بياورد، نجات يافته و هر کس او را انکار کند، هلاک ميشود. منقول است از عبدالله بن سلام (از علماي يهود که اسلام آورد) که گفت: والله ما ميشناسيم محمد را زياده از آنچه فرزندان خود را ميشناسيم. زيرا که نعت آن حضرت را در کتابهاي خود خواندهايم و در آن شک نداريم. کساني که کتاب آسماني به آنان دادهايم، او (پيامبر) را همچون فرزندان خود ميشناسند؛ ولي جمعي از آنان، حق را آگاهانه کتمان ميکنند. (بقره / 146) ما نشانههاي روشني براي تو فرستاديم. و جز فاسقان، کسي به آنها کفر نميورزد... و هنگامي که فرستادهاي از سوي خدا به سراغشان آمد، و با نشانههايي که نزد آنها بود، مطابقت داشت، جمعي از آنان که به آنها کتاب آسماني داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر افکندند، گويي هيچ از آن خبر ندارند. (بقره / 99 و 101) *********************************** و تقدير اين بود: تو بيايي. که جهان، از همان لحظهي آغاز خلقت، منتظر تو بود. منتظر خاتمالنبيين، محمد امين... و تو آمدي. با همهي دلايل روشن... و با اين همه، انکارت کردند. انکاري از سر يقين و آگاهي، از سر لجاجت و خودخواهي... و هنوز اين انکار ادامه دارد. انکارِ همهي آنچه منسوب به توست... انکارِ وصيات، فرزندانت، امّتت... خانه و مسجد و قبلهات... و همهي آثار حضورت... از مکه... تا مدينه... تا قدس... و اي رسول خدا، اين روزگار ماست که ميبيني: شبيه روزگار مردمانِ زمانهي تو. با همان دردها و گرفتاريها، همان طعنهها و بهانهها، همان جنگها و جنگها... اگرچه با الفاظي متفاوت... و اين روزگار ماست: بدتر از روزگار مردمان زمانهي تو... که ما نه حضور تو را داريم، نه ظهور فرزندت را... و اين مصيبتِ عُظماي روزگار ماست... *: سوره صف، آيه 6: به ياد آوريد هنگامي را که عيسي بن مريم گفت: « اي بنياسرائيل، من فرستادهي خدا به سوي شما هستم... و بشارت دهنده به رسولي که بعد از من ميآيد و نام او احمد است.» پس هنگامي که او (احمد) با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: اين سِحري است آشکار. به دلیل همه کوتاهی هایمان شرمنده شما هستیم! در پی سکوت در برابر نسل کشی شیعیان در پاراچنار ؛ انتقاد شدید آیت الله مکارم شیرازی از وزارت امور خارجه و رسانه ملی این عید سعید عید حزب الله است دشمن ز شکست خویشتن آگاه است چون پرچم جمهوری اسلامی ما جاوید به اسم اعظم الله است (امام خمینی ره) هرچند ایران در طول تاریخ چند هزار ساله،حوادث و فراز و نشیبهای زیادی به خود دیده است،اما سال 57 از ویژگی خاصی برخوردار بوده و با هیچ سال دیگری قابل مقایسه نیست،چرا که ملت قهرمان ایران در این سال به وحدت بی سابقه ای دست یافته بود،حوادث بسیاری را خلق کرده و سرانجام رژیم پوسیده شاهنشاهی را سرنگون کرد. بهمن سال 57، بهاری زیبا و دلپذیر بود كه زمستان و یخبندان زمین و زمان را به شكوفایی و شادمانی تبدیل كرد و حماسهای آسمانی در حافظه تاریخ پدید آورد. پیروزی «خون بر شمشیر» و «مشت بر گلوله» را در برابر چشم جهانیان ترسیم كرد. اینک بعد از ۳۰ سال بهار پیروزی، بسیار مناسب است که با هم نگاهی به شیوه های دشمن در حرکتهای پیدا و پنهان کنیم، در اینجا به یک نمونه از آها اشاره می کنیم: بیداری نابهنگام... «دانیل پاتیس» رئیس انستیتوی پژوهشهای سیاست خارجی آمریكا در سمیناری كه در پاییز سال 68 در شهر استانبول تركیه برگزار شد، بیداری نابهنگام سران استكبار را در برخورد با انقلاب ایران این گونه بیان كرده است: مناسب است در سالگرد آغازین روز های بهار آزادی بار دیگر مروری عبرت آموز و درس آفرین نسبت به وظایف خود در سالهایی که پیش رو داریم بیفکنیم. این حقیقت تلخ که:«دشمن، دشمن است و دشمنی شیوه همیشه او، خامی نادانی است كه او را فارغ از توطئه علیه خود بدانیم و یا دلسوز و مهربان به سرنوشت خویش بشماریم.» همانگونه كه امام علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «اگر تو در خواب فرو روی دشمن بیدار است و مراقب اعمال و رفتار تو... (تا در لحظهای مناسب خنجر زهر آگین خویش را در قلب تو فرو كند.) شکست در نهضتی که برای خدا باشد نیست امام خمینی (ره) بگذار گریه کنم.... برای عاطفه ای که نیست دنیایی که.... انجمن حمایت از حیوانات دارد اما انسان.... پا برهنه و عریان می دود و در زکام دفن می شود برای دنیایی که زیست شناسان رمانتیکش سوگوار انقراض نسل دایناسورند دنیایی که در حمایت از نوع خویش......... گاو شده است! بگذار گریه کنم... برای انسانی که، در بزرگداشت جنایت هورا می کشد و سقوط را... با همان لبخندی که بر سرسره می شیند جاهل است انسانی که.... راه کوره های مریخ را شناخته است اما هنوز.... کوچه های دلش را نمی شناسد.!! سلمان هراتی خداوندا! تو خود می دانی که قیام ما برای آن نیست که به حکومتی برسیم یا چیزی از مال و متاع دنیا به چنگ آوریم. بلکه ما می خواهیم راه روشن دین تو را به همگان نشان دهیم و شهر ها و آبادیها را از چنگ فساد رها سازیم تا مظلومان ستمکش رها یابند. ماه محرم ما را به یاد حادثه ای سترگ و فاجعه ای عظیم می اندازد که اسلام در نخستین روزگار خویش بدان مبتلا گشت. این فاجعه ضربه ای بر پیکر اسلام وارد کرد که مسلمانان تا امروز بر آن می نالند. یعنی ( کشته شدن امام شهید)حسین نمونه کامل مجاهدان راه خداست. حسین نگریست که ( حق) پایمال گشته و خرد شده است و ( باطل) از همه سو پیروز گشته و بر آن احاطه کرده... از سر درد و دریغ می گویم: افسوس که شیعه بیشتر بر (( مصائب عاشورا)) گریست و کمتر در (( مسائل عاشورا)) اندیشید. ( شیعه عاشورا را نگاه داشت و دریغا از او که نشناساند) عاشورا: حضور مجدد آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و موسی و عیسی (ع) است در قله فریادگری و هدایت. و عاشورا یک ایست بزرگ است.... در برابر انسانهای سرگردان و بشریت حیران... در برابر زندگیهای بی محتوا و حماسه های فراموش گشته... در برابر پذیرش ذلت و بردگی و وداع با عزت و آزادگی... عاشورا با هیچ کس بیعت نکرد. می رود تا با مهدی ( عج) بیعت کند و در نماز فلسطین تکبیر بگوید. علامه محمدرضا حکیمی/ قیام جاودانه تويي بهانهي آن ابرها كه ميگريند بيا كه صاف شود اين هواي باراني اي حضور ناديدني آرزو نميكنم كه بيايي! تو آن حقيقتي كه حتما مي آيي. اين را تمام ذرات جهان ميدانند. از روز روشنتر است كه ميآيي. از همهي روزهايي كه آمدند و رفتند و ميآيند. اين را نه من كه تمام ستارهها ميگويند. كه تمام آبها گواهاند. كه تمام درختان ايمان دارند. تكليف آيندهي جهان روشن است. اين را نه من كه تمام جهان ميگويند كه تمام چشمها يقين دارند. آرزو ميكنم روزي كه ميآيي چشمانم شرمسار چشمانت نباشد! همانا ما از حال شما غافل نيستيم و شما را فراموش نميكنيم كه اگر چنين بود بلا بر شما نازل ميشد و دشمن بر شما چيره ميگشت... حضرت مهدي( عج)

«موشه بیجلین»، پژوهشگر یهودی با بیان مطلب بالا در تحلیل وضعیت اجتماعی آمریکا و اروپا گفته است: جبر تاریخی در اروپا، موجب شده که اسلامخواهی در این قاره، روز به روز گسترش یافته و نخستین آثار این هجوم فرهنگی اسلام را میتوان در نامگذاری کودکان دید.
این پژوهشگر اسرائیلی بدون آن که علت اسلام خواهی جهان غرب را توضیح دهد، تأکید میکند: گرایش جامعه آمریکا و اروپا، هیچ ارتباطی با تفکرات سیاسی ایران و سوریه ندارد.
سایت خبررسانی «المحیط» که ترجمه این پژوهش را منتشر کرده، به نقل از موشه میافزاید: اما اسرائیل هیچ تأثیری از اسلام نپذیرفته و همچنان بر فرهنگ عبری خود پایدار و پایبند است و اگر همه جهان مسلمان شوند، امکان این که یک یهودی مسلمان شود، نیست!
موشه در پایان با اظهار تأسف از این وضعیت مینویسد: مردان کلیسا نمیدانند چه فاجعهای در انتظار آنهاست!
گوناگون خود را به شيعيان منطقه شدت ببخشند.
ولي در اين سو امسال ايام فاطميه اول به غير از روز شهادت، در غربتي عجيب در شبکه هاي راديو و تلويزيوني کشورمان جريان داشت.
صداوسيما موجب شده که در بزرگترين کشور و رسانه شيعه جهان، فاطميه اول با
مظلوميت و غربت فراواني به پايان برسد.
شهيد استاد مطهري در کتاب حق و باطل جملاتي به اين مضمون نوشته است:
" از کودکي هميشه اين سوال برايم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتي ايستاده است کسي به او سنگ نمي زند...
اما وقتي قطار به راه افتاد سنگباران مي شود...
اين
معما برايم بود تا وقتي که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم، ديدم اين قانون
کلي زندگي ما ايرانيان است که هر کسي و هر چيزي تا وقتي که ساکن است مورد
احترام است ...
تا ساکت است مورد تعظيم و تبجيل است...
اما همينکه به راه افتاد و يک قدم برداشت نه تنها کسي کمکش نميکند ،
بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب ميشود
و اين نشانه يک جامعه مرده است
ولي يک جامعه زنده فقط براي کساني احترام قائل است که :
متکلم هستند نه ساکت
آري، تو را ميشناختند. مانند فرزندانشان. با همهي جزئيات... و اسمت را ميدانستند. که در کتابهايشان آمده بود: اِسمُهُ احمد.* و نيز زمان ولادتت را... از اين رو سالها زودتر به مکه آمدند تا قبل از حضورت در جهان، کار را تمام کنند. اگرچه به قيمت کشتن آمنه (س).
آيتالله مكارم شيرازي با انتقاد از عملكرد صداوسيما در زمينه اطلاعرساني درباره جنايات صورت گرفته در منطقه پاراچنار پاكستان گفت: در اين منطقه تاكنون 600 شيعه سر بريده شدهاند و دست كودكان و افراد بيگناه را قطع كردهاند. وي موضعگيري و اقدام سريع وزارت خارجه در اين زمينه را خواستار شد و تأكيد كرد: بايد وزارت امور خارجه با فرياد زدن در محافل بينالمللي مانع از ادامه اين نسل كشي شيعيان شود. اين مرجع تقليد موضعگيري مردم نسبت به جنايات منطقه پاراچنار پاكستان را خواستار شد و افزود: بايد مردم ما همانند دفاع از مردم غزه، براي دفاع از مردم مظلوم اين منطقه نيز به صحنه بيايند
منبع :خبرگزاری فارس .
«ما تا ده سال حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشتیم، اما امروز این طور نیست و همه ما نسبت به این پدیده جدید در ایران و برخی از كشورهای دیگر، باید با حساسیت بیشتری برخورد كنیم. امروز مسلمانان به ایران نظر دارند و از آن الگو برداری میكنند. امروز ایران برای مسلمانان همانند یك آزمایشگاه است، اگر این تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان كشورهای دیگر هم بیشتر خواهد شد.»

